Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

"مــدت های مدیدی است که مــن نه چیزی را تایید میکنم و نه تـکذیـب. در برابرِ فلسفه ی عــالی زندگی این مطالـب خیلـی بی ارزش است. مـا به اینجـا نیامده ایم تا مـرشد باشیـم و دیگران را پــند و اندرز دهیـم. مـن به طور کلی به مـوج اعتقادات مردم بی توجـهم و ابدا کـاری به آدمـهای خوب و بـد ندارم..."

Day 1

شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۳۵ ق.ظ

خـُب چـیزی که در حـقیقت ایـنجـا مینویـسم مربوط به سـی ام تیـر مـاه هست و اولـین روزِ شـروع این چـلنج.

خـب باید بگـم که اصلا شـروعِ هیجـان انگـیزی نـداشتم!! یـعنـی تـایمِ خیلی زیـادی از روز رو خـواب بـودم و مـابقـی ش رو بـا موزیـکـایِ مـوگـوای سـر میکـردم و شـاید بهـترین دستـاوردم تمـوم کردن کـتاب مـردِ داستـان فروش بـود. تقـریبـا بعد از چـهار یا پـنج سال برگـشتم به نوشـته هایِ گـُردر. به یـادِ کـتاب"دنـیایِ سـوفی" ای که دوم دبیـرسـتان خـوندم و تـاثیرِ شگـرفی که این کـتاب، ایـن مرد تویِ زنـدگـیِ من وانتـخابِ راه زنـدگـیم و خلقِ یه ورژنِ جـدید از من گذاشـت. خُب بـاید بگـم با انتـظارِ خیـلی بالایی سـراغِ مردِ داستـان فروش رفتم. دلیـلِ این انتـظارِ بیـجام  اونم بعـدِ خـوندنِ "آریـل"،"دخـتر پـرتقـالی" و " راز فال ورق" رو درک نمیـکنم در حـالِ حاضـر!!! ولـی کـلا ایـده ی اصـلی جـالب بـود و به شـخصـه عاشقِ اون همـه داسـتانایی شـدم که در خلالِ داسـتانِ اصلی ازشـون صحـبت میـشد! و یـه چـیزِ خیـلی جـالب اون دیـدگـاهی که نسـبت به نوشــتن رمـان و ایده هاش داشــت بود و مـن کامـلا باهاش همـزاد پـنداری میکـردم! این کلافگـی از هجـوم آوردنِ ایـده های مختلف تویِ ذهـنش ، اینـکه هرگز خـودشو وقف نوشـتن یه رمـان و یه ایـده نمیـکرد چـون فکـ میکرد با وقت گذاشت رویِ اون ایـده خـاص ، یه جـورایی خـودشُ محـدود میکـنه، اینـکه لزومـا وقتـی یه تفکـری تو ذهـنمون جرقـه میزنـه نـباید سـریعا به بـندش بکشـیم و رویِ کاغذ بیاریمـش ،چون مثـلِ یه مـاهی مـی مـونه و باید بهش فرصـت بدیم که به اعمـاق بره و چاق و چـله تر شـه. خلاصه که ایـن قضـیه اعـتیادش به جمع آوری ایده و دادن ایده بـه بقیـه برایِ تمـوم کردنِ نـوشــته هاش به شـدت برام قابلِ درک بـود و خیلی منُ یـاد یـه مقـطعی از زنـدگـیم که به شـدت غرق در نـوشـتن و ایده هـایِ جـورواجـور و روزهایی که تمـاما با صـحبت کردن راجـع به ایـده ها و واگـذاری این ایـده ها به ایـن وآن و دفـترهـا و سـر رسـید های باطله ی پـر از داسـتان های نیـمه کاره سـر میـشد،انداخت 


و ایـنکـه امروز برگـشتم به تـویین پیـکس که نیمـه کاره رهـاش کرده بودم.و البـته با سیلی از فیلـمایِ ندیده و سریال های نیمه کاره هم مواجه شـدم و یه قـانون گذاشتـم که تا وقـتی حداقل نیمی از اینـارو ندیدم مرضِ دانـلود کردنُ کـنار بذارم. الـان نیـمه هایِ سـیزنِ دو هسـتم. این سریـال به شــدت جذاااابه و اینُ هم باید در نـظر گـرفت که از نیـمه هایِ فصـل دوم (میشه گفت از قسمت دهم)دیگـه قدرتِ صـبر و تحـملت رو می سنـجه و به شـدت رویِ اعصـابه و فقط در صـورتی قابلِ تحـمله که عاشقِ دیـوید لینـچِ لعـنتی باشـی و یه کـوچـولو نقـدایِ فصل سـوم این سریال که نزدیکِ بیســت و شش سال بعـد از سیزن دو ساخـته شـده رو بخـونی و بخـوای هرچی سریـع تر برسی به فصـلِ سوم.


تـلاش میـکنمـ که فـردا یـکم فعـالتـر باشـم و تـمـرکزمُ بیشـر رویِ کارایِ عقب مـونـده ای که در الویـت ان بذارم.

۹۶/۰۴/۳۱
سـحـر

Challenge