Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

"مــدت های مدیدی است که مــن نه چیزی را تایید میکنم و نه تـکذیـب. در برابرِ فلسفه ی عــالی زندگی این مطالـب خیلـی بی ارزش است. مـا به اینجـا نیامده ایم تا مـرشد باشیـم و دیگران را پــند و اندرز دهیـم. مـن به طور کلی به مـوج اعتقادات مردم بی توجـهم و ابدا کـاری به آدمـهای خوب و بـد ندارم..."

Day 5

چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۳۷ ق.ظ

آخریـن بـاری کـه سیـنمـا رفـتم همـین چـند مـاه پیش بـود. بعد از دیدن پـستِ اینستاگرامیِ مهراب قاسمخانی که خـبر از هـفته یِ آخرِ اکرانِ "خـوب،بد،جلف" میداد. خلاصـه که رفـتم سیـنما . فـوق العـاده شـلوغ بـود و حـتی شـنیدم کـه بعضـی ها برایِ چـندمیـن بار اومـدن فیلـمُ ببیـن. و خـب... مـن آدمِ جدی ای نیسـتم، حـتی کاملا خلافِ اون چـیزیم که ترانـه میگـه که از ایـن مـدلام کـه جـک برام تـعریف کـنن نمیخـندم و همش میـگم خب کـه چی؟.(البـته خـب باتـوجه به ایـنکه ترانه به ترکِ دیـوار هـم میخـنده ، بلـه من از اونـام کـه به جـک ها نمیخـندم.).اصـلا در طولِ فیلـم نـخندیدم...یعـنی به اون شـدتی که اون بنـده خدایی که کنـارم نشسـته بـود و خـودشُ از شدت خـنده میزد و برمـیگشت به من میـگفت خنـده دار نبود؟خـنده دار نبود؟، نخـندیدیم!! بازیگـراشُ دوسـت داشتـم اکثرا،ولـی داستـآن از نظرم چیـزِ خاصـی نبـود و حتی به اون شـدت هم خـنده دار نبـود و پیامـی هم ازش نگرفـتم و بعد هـم به همـه گفـتم که دوس نـداشتـم و با جـمله ی "برو بـابـا تـواَم " ازم استقـبالِ گرمـی شد.

امـروز هــم از سـرِ بیـکاری و جـلوگیـری از تلاشِ قابلِ تقـدیرم برایِ رسوندنِ مـدت زمـان خـواب روزانه م به بیـش از دوازده ساعت ، رفـتم سیـنمـا و اکسـیدان رو دیدم. البـته حضـورِ جـواد عزتـی و شقایق دهقـان و امـیر جعـفری تویِ فیـلم هم خیـلی مشـتاقم کرد. و خــب بعد از تـموم شـدنش خیـلی منُ به فکـر برد. فکـر که نه، بیـشتر شبیهِ به یه جـنگ بود!! اولـا که خـیلی تلاش کـرده بـود که خطِ قـرمزا رو بشـکنه. یعنـی میـدونی چـندین باررر چـشام از شـدت تعجب گرد شد و دور و برَمُ نـگاه کردم تا مطمئن شم تویِ سینـما هسـتم و ایـن فیلـم مجـوز گرفـته و اینـجا ایـرانه! شوخـی هایِ کلامی-جنسی ، شوخی با ادیـانِ دیـگه ، لـونـد بازی هایِ لیـندا کیـانی ، مسـئله همجـنسگـرایی و ...

چـیزی که در خـلالِ فیلم میشـنیدم از بقـیه ایـن بود که داره به مسیـحیت تـوهین میـشه ، یا مثلا صـدایِ نـچ نـچ بعد از شنـیدنِ یه سری شـوخی های کلامـی و نهـایتـا مـوقع خروج که اره اومـدن بی حـیایی رو ترویـج بـدن و از ایـن صحبتـا.

بگـذریـم. بـذار از اون جـنگـه بیـن خـودم و خـودم بـگم! یه بخـشی از وجـودم میـگه چه خـوب که جـدیدا این سـاختار شکـنی داره اتفاق می افـته و هنرمـند رو ازاد میذارن تا بتـونه خلاق بـاشه و خـب این شـوخی هـایِ کلـامی هـم یه واقـعیـتی از زنـدگی روزمـره مـونـَن و نباید ایـنُ انـکار کرد.بخـشی دیگـه از وجـودم سیـنمایِ ایران رو با همـون محـدودیـت هـا و چـهارچـوب هایِ اخلاقـی ای که براش تعیـین شده رو دوسـت داره و  خارج شدن از ایـن چـهارچوب میـزانِ زیـادی از تعجـب و شگـفتی و دلـواپسـی رو بـراش بـوجود میـاره. بخـشی از وجـودم هیـچ توهینی به مسیحـیت در خلالِ فیلـم نـدید، صـرفـا یک سری شـوخی رو دیـدم از یه آدمـی که به نـاچار مجـبور بود خـودشو به عنـوانِ یه کشـیش جـآ بزنـه و صـرفا نـاآگاهیش از اون  دین تبعـاتـی داشـت که به صـورتِ طنز به تصـویر کشیده شد. بخش دیگه ای از وجودم امـا تـوهیـن دید! و مـدام به ایـن فکـر میـکرد اگـر چـنین فیلـمی دقـیقا با همیـن مضـمون (کـه فقط گـوشه ای از فیـلم مربـوطِ به شـوخی با ادیانه) ولی به این صـورت که ما شاهدِ تبعاتِ نا آگاهی یک مسـیحی از دیـن اسلام باشِم،در فلان جـایِ کره خـاکی ساخـته میشـد ، واکـنش ها چی بود؟

خـلاصـه کـه مـثلِ همـیشه هـیچ طـرفی رو نمـیگیرم و میـذارم این دو بخـش به جـون هم بیفـتن و به صـداشون،دلایـلشـون گـوش میـدم و خـوشحـالم از فـعال بـودنِ جـفتـشون! نهـایـتا قـبول دارم که من از خیـلی وقایـع جـامعـه دورم و  شاید وجـود چـنین فـیلمـهایی لـازمه گـاهن و یه سـری دغـدغه ها وجـود داره که بایـد بیـان شه...

مجموعا بـاز هـم نـاامـید شـدم. من این فـیلمـو دوست نـداشـتم. دارم فکـ میـکنم در چـند روزِ آینده چـه بلایی قراره سـرِ تصـورم از مهران مـدیـری و "سـاعت پـنج عصـر " بیاد.

۹۶/۰۵/۰۴