Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

"مــدت های مدیدی است که مــن نه چیزی را تایید میکنم و نه تـکذیـب. در برابرِ فلسفه ی عــالی زندگی این مطالـب خیلـی بی ارزش است. مـا به اینجـا نیامده ایم تا مـرشد باشیـم و دیگران را پــند و اندرز دهیـم. مـن به طور کلی به مـوج اعتقادات مردم بی توجـهم و ابدا کـاری به آدمـهای خوب و بـد ندارم..."

پــراکـنده جـات

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۳۹ ب.ظ
به اون آدمـی که برای آخر ایـن هفـته از خـودم رسـم کردم نـرسیدنم.ایـن ماه از برنـامه هام عقـب موندم.از خیلی چیزا.همـینقـد راحـت.
دیگـه وقـتی نـاراحتـیم بیش از دو سـه روز طـول میـکشه و راهـی برای رهـایی ازش پـیدا نمیـکنم ، برنـامه هام پیـش نمیـره،از اون آدمـی که برای آخـر هفـته م رسـم کردم عقـب می مونم و متوجـه این عـقب مـوندنـه هسـتم و تلاشـی براش نمیـکنم، یعـنی حـالم بده. 
ایـن روزا حـالـم بـده.خـوبیش ایـنه که تـظاهر به خـوب بودن رو دیـگه خـوب بلدم!

دارم نوشـته های ایـن چـند وقتـمو مرور میـکنم. روزایی رو میخـونم که باوجـود اینکـه روزایی ان که اکـثر ساعـت ها رو بیـرون و بیـن آدمـای مختـلف گـذروندم ولـی هیـچ اشـاره ای به هیـچ آدم خـاصی نکـردم و از هیـچ آدم خـاصی ننـوشتـم! رفـتاری رو نقـد نـکردم و چیزی رو به دل نـگرفتم .باتوجـه به اینـکه ایـن هفـته دانـشگاه رفتـم بایسـتی نصـفشو راجـع به مشخـص کردن میزان تنفـرم از اکـثر همکـلاسی ها هم دوره ای ها دوسـتان بالاجبـار مشتـرک بنـویسـم.ولـی ننـوشتم و ایـن بی سـابقه س! میـدونی چی میخـوام بهت بگم؟اون درجـه ای از کـمال در  ایـگنور کـردن.

یه دونـه آدم هـم داشتـه باشی کـه دور از شـلوغی های کـل هـفته شـب تا ساعـت سه نصـفه شب براش از فیلـم و کـتاب ومـوزیـک و دنـیاهای دیـگه بگـی و چیزای جـدید بشـنوی و حـتی نتایج جدید از Twin Peaksبگـیرین بسـه دیگه، نه؟

تو تاریکـی اتاق زل زدم به سـقف ،ساعت سـه شبـه ، یـهو میـگه "از امشـب تو بهـترین دوست مـنی!" .میـگم قبلـا نـبودم؟ میـگه "تـو بهـترین دوسـت تمـام دنـیاهایی!"میخـندم .باز میـگه "میـدونسـتی بار اول کـه خـوابگـاه بـودیم و اومدم تو اتاق و دیدمـت بیـشتر از همـه ازت بدم میـومد؟ولـی نیـم ساعت گـذشت و شـدی بهترین دوستـم؟".میـگم راجـع به هـری پـاتر و دارن شـان و آر . ال اسـتاین حرف زدیـم.میگـه آره.باز سـاکت میـشیم میگـه تو ایـن چـهارسـال شـاید همـه جـا کـنارهم نبـودیم ،شـاید وقـت برای باهم گـذروندن نداشتـیم زیـاد ولی تو شـرایط خیلی خـیلی سـخت همـیـشه بـودیم برای هـم. میـگم آره. و دونـه دونـه ایـن لحـظات خیلی خـیلی سخـت رو ردیـف میـکنیم. تا خـود صـبح میخندیـم به روزایی که دلمـون میخـواست بمـیریم ، روزایـی که دهـنمون سـرویس میـشد،اون روزایی که جـنازه برمیـگشتیم خونه!

تصـور ذهـنیم از"خـودتو دوسـت داشتـه باش"  ایـن بود که صـبح از خواب پـاشی تو آیینه به خـودت لبخـند بزنـی و بری بیـرون به کـائنات عشـق بورزی و کـائنات به تو عشـق بورزن و ایـن صحـبتا!  خـب اینـا بـول شیـته مـنم سـر صـبح سگ اخـلاقم . پس رفـتم تو واقعـیت.  برا من قـدم اول ورزش کـردن و حـذف یه سری خـوراکی ها و غذا ها و اضـافه کردن یه سـری چـیزای ضـروری دیـگه بود،برای من دویـدن شـبانه و پیـاده روی روزانه و ثبـت تغـییرات بود.اهمـیت دادن به سـلامتی خـودم.
 ثبـت تغـییرات،جـریمه کـردن خـودت ، گـزارشـای روزانه ، پـاداش دادن به خـودت و نهـایتا وقـت گذروندن باخـودت یعنی دوسـت داشتـن خودت.
 
وقـتی نمیـتونم یه ویژگـی بد رو تـوی خـودم از بیـن ببـرم پـس اجـازه نـدارم کسـی که ایـن ویژگـی بد رو داره رو سـرزنـش و حـتی نصـحیت کـنم و یـاحتـی ازش متنـفر باشم و یا نقـدش کـنم. پـس تو روزای پـیش رو از زنـدگیـم سـعی مـیکنم هر روز بیـشتر از دیروز شـبیه حـرفـام باشم. لـب و دهـن نباشـم و عمـل کـنم . شبیـه حـرفام باشـم ، پـس مـواظـب حرفـام بـاشم. 



پ.ن:بـامن بشـنوید.


پ.ن2:کـل هـفته داشـتم آلبوم Philharmonicایـن خـانوم رو گـوش میـدادم و تـرک مـورد علاقه م رو براتون گـذاشتم. ایـن ترک راجـع به مسـیر تـغییر آدمـا و  حـتی شنـاسایی آدمـایی که وارد ایـن پروسه تغییر شدن. خـود این خـانوم وقـتی ایـن آهنـگ رو نوشته مـدام درحـال تغـییر بـوده و دوس داشته ایـن پروسه رو توصیف کنه و از Water ب عـنوان یه مرز استـفاده میـکنه . مرزی بیـن دنیـای فعـلی و دنـیایی که بواسطه تـغییر واردش میشیـم.تـرک مـورد علاقه ی دیـگه؟ بی شـک Just so
پ.ن3: مهم تـرین تصـمیم برای ماه آینده:"کـمتر چـرت وپرت مینـویسم. "
:))

فک کـنم الان حـالم خـوبه .
۹۶/۰۶/۳۱
سـحـر

music

چند_کلمه

نظرات  (۳)

خب راستش اصلا اطلاعی از رشته نفت ندارم، نمیدونم ادامه دادنش خوبه یا نه، ولی از گرایش گمان کنم بتونی مکانیک ادامه بدی که البته فکر کنم برات سخت میشه، هم کنکور و هم ادامه تحصیل در مقطع بعدی. فقط یه تجربه، بی دلیل کاری رو نکن، فقط بخاطر اینکه دیگران اون کار رو انجام میدن، ولی حتما یه کاری انجام بده، کاری که بهش اعتقاد داری.
کاملا قبول دارم سخت گیر هستن و از نوع بی دلیلش، ولی درسته دانشگاه جهنمه ولی شهر بهشت هست، خب اینجوری متعادل میکنه سختی دانشگاه رو.
از لحظه ها استفاده کن، هیچ وقت ثانیه های زندگی برنخواهند گشت و من بهت قول میدم، سخت ترین لحظه هایی که از خدا میخوای سریع تر بگذرن، در اینده ارزو میکنی که برگردی تو همون لحظه ها و امکانش نخواهد بود.
پاسخ:
دانشـگاه به شـدت مزخرفـه و واقعـا توی روزایی ام که تـحملش هر روز برام سخـت تر میـشه. به شـدت سخـت گیر و همـین جور که گفـتی کامـلا بی دلـیل و حـجم کارای خیلـی زیاد.
یـعنی قـشنگ ایـن سه سـالی کـه گـذشت میـشه گفـت جز درس به هیـچی نرسیـدم ولـی امسـال تصـمیم دارم بیـشتر برم و بگـردم و ببیـنم واقعـا اینقـد که میـگن بهـشته شـیراز ،بهشـت هس یا نه!!! مـن سه سـال تمـوم فقـط منتظر پـایان ترم بودم و بعد فرار میـکردم از شیراز!
کـاملا مـتوجه حرفت هسـتم چـون تمـام این مدت داشـتم بی دلـیل یه کـاریو انجـام میدادم و نمیدونسـتم چیو میخـوام ! ولـی الـان شـرایط خـیلی بهـتره.
وایـنکه سعـیم میـکنم واسه بهـتر زنـدگی کردن واسه تو لحـظه زنـدگی کردن. 
مـرسی واسـه حرفـات ! :) 



درود
نمیخواستم مزاحم خلوتت بشم، اصلا قصد نداشتم در مورد پستی دیگه اینجا کامنت بنویسم ولی خب اول پست دومت که در مورد دو خواننده بود رو خوندم و بعد پست اولت، خب نقطه مشترک زیاد داری با من.
اولیش مکانیک سیالات، خب احتمال قوی یا مکانیک میخونی یا عمران
دومیش سردرگم هستی در مورد ادامه تحصیل در رشته خودت و ناراضی هستی ازش، اگه عمران هست، من تا ته دیگش رفتم، میتونم راهنماییت کنم.
سومیش ارم و باباکوهی، سالیان پیش من هم اونجا دانشجو بود.
پاسخ:
سلــام :)
راسـتش کـامنت خـاصی زیـاد برام نمیـاد به همـین دلیـل زیـاد کـامنت ها رو باز نمـیذارم. اصـلا بحـث خـلوت و ایـنا نیسـت:) اگـه کـامنتی بیاد خـوشحالم میـکنه اتفاقا:)
اول کـه نـه مـکانیـک میـخونم و نه عمـران ! نفـت میخـونم، گـرایش مخـزن .
دوم کـه برنـامه ای برای ادامـه تـحصـیل توی هیـچ رشتـه ی مهنـدسی ای نـدارم.
و سـوم کـه منتظـر اون روزی ام کـه منـم بگـم سـالیـان پـیش شـیراز دانـشجو بودم:))چـون به شـدت داره بهـم سخـت میگـذره و میخـوام سریعـتر تمـوم شه و فرار کـنم:)) (فـک کنم خوب بدونـی چه جـهنمـیه ایـن دانشـگاه!)

و ممـنون از لطـفت:)
Life is the art of drawing without an eraser:)
نمیدونم ناراحتیت به خاطر چیزِ خاصیه یا از ایناست که یهو میان و موندگار میشن..بدون هیچ دلیلی 
اما امیدوارم بیشتر این طول نکشه💙
حتی نمیتونم بگم که درک میکنم چجور موقعیتی داری فقط امیدوارم که اگر مشکلی هست حل شه💙💫
این سردرگمی ها میگذره..سختی ها میگذره.. 
💙😘
پاسخ:
چـقد مـهربـون آخه؟
مـرسی :)
آره میـگذره مـنم از پسـشون برمـیام ! :)
مـرسی مـرسی.
راستـی من وبـلاگـت رو مـیخونم.چـک میـکنم هـرچـندکـه کـامنتـات بسـته س میخواستم بدونی:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی