Enigma

Come find me in solitude.

Enigma

Come find me in solitude.

Otto e mezzo

پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۵۲ ب.ظ

"هشـت و نیـم" رو شـاهکـاری مـیدونن که اهـمیت خـودش رو در طـول زمـان ثـابت کـرده و کـارگـردان های زیـادی سعـی به بازسازی صحـنه های ایـن فیلـم داشـتند.یـه سری نـقد رو از سـایت "نقـد فـارسی" راجـع به ایـن فیـلم خـوندم و خلاصه ای از مطالبـی که بهـم کمک کردن تا داستـان اصلی فیلـم رو بفهـمم رو تـوی ادامه مطلب آوردم.اگـر تمـایل داریـد فیلـم رو ببیـنید میتونـید ادامـه مطلب رو نخـونید.هرچـند که نکـته های خیلی زیادی توی این فیلـم وجود داره و ممکـنه نگـاه های متفاوتـی به داستان فیلـم وجـود داشته باشه و به همیـن دلیل عقیده دارم که با وجود دونستن داستـان کلی ممکنه هنوز هم این فیلم برای یه عده جذابیت هـای خاصی داشته باشه.


داستـان فیلـم راجـع به گـوئیـدو کـارگـردان سینمـایی اسـت که پـس از یک دوران موفقـیت و شهرت بی سـابقه در کشـورش حالا دچـار بحران خلاقیـت شده و چیـزی برای عرضـه نداره.توی وجـودش تضـادهای زیـادی رو حس میـکنه و درگـیری های شخصی زیـادی داره اما تظاهـر میـکنه در حـال نـوشتن یه فیلنـامـه ی جـدیده و مشغـول انتخـاب بازیـگر و ... است و در عیـن حال بحـران روحیش مدام داره شدت میـگیره.در حقیـقت ما با بحـرانی رو به رو هستیـم کـه فلیـنی بعد از ساخـت فیلم "زندگی شـیرین"دچـارش شد .اینـکه بعد از زنـدگی شیرین دست به سـاختن چـه فیلمـی بزنه؟فلیـنی یه مدتی به طـور خرافه ای خیال میکرد که زندگـی هنری یک کارگردان عمر ده سالـه ای داره و بعد از اتمام اون فـقط تکـراره و تـکرار و هیچ چیـز جدیدی برای عرضـه وجود نداره!و نهایـتا تـبعات همیـن وسـواس های فکـری رو توی "هشـت و نیـم" روی پـرده میاره.

فیلـم با صحـنه های فوق العـاده عجیـب و غریب و سرگـیجه آور شروع میشه و درحقیقت سعی داره اضطراب شخصی گـوئیدو و بحران خلاقیتش رو نشون بده.

در طول فیلم متوجه میشیم که گـوئیدو به رغـم موقعیـت حرفه ایش زنـدگی خیلی خوبی نداره و خودش رو تو یه سری روابط پر دردسر درگیر کرده و ما وارد ذهن گوئیدو میشیم.به طـور کلی گوئیدو تحت تاثیر دو عامل است.کلیـسا و زن.

مذهب او را به سویی می کشاند و زن به سویی دیگر و او میان ایـن دو معلـق و سرگـردان است که این تضـاد ذهنی رو توی دوتا از صحـنه های فیلـم به خـوبی می بینـیم.در یکـی از رویا ها گـوئیدو تمـامی زن ها رو توی یـک حرمسرا می سازد که کاملا تحت سلطه ی اون هستن و همگـی آماده خدمت رسانی و جلب رضایـت گـوئیـدو هسـتن.درحـالیـکه توی رویایی دیـگر گـوئیدو به ملاقات کـاردینالی میره که به او می گـوید:"ایـن وظیفه تو نیسـت که در ایـن دنیـا خوشبخـت باشـی،ما به دنیـا نمی آییم که خـوشبخت باشـیم.بیـرون کلیسـا راه نجـاتی نیست."

همـینطـور کـه گفـتم ما با ذهـن گـوئیدو همراه میشـیم و از عزمش برای تغییر رفتـار آگاه میشیـم که نهـایتا به سـتوه میاد و از اطرافیانش در یک صحنه ی پـایانی باورنکـردنی و به یادمانـدنی عذرخواهی میکنه.

میـدونم که کلی نـکته های ریز توی فیلـم وجـود داره که الان و با یک بار دیدن متـوجه شون نشدم!ولی برای من این فیلم پر بـود از صحـنه هایی که به ایـن سادگیآ از ذهنم پـاک نمیشن!(مخـصوصا صحـنه های ابتـدایی و به عبارتی شروع ایـن فیلم )و شـاید با بیشـتر خـوندن و شنیـدن بازهـم به ایـن فیلم برگـردم...

۹۷/۰۶/۲۲
سـحر

Federico Fellini