Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

"مــدت های مدیدی است که مــن نه چیزی را تایید میکنم و نه تـکذیـب. در برابرِ فلسفه ی عــالی زندگی این مطالـب خیلـی بی ارزش است. مـا به اینجـا نیامده ایم تا مـرشد باشیـم و دیگران را پــند و اندرز دهیـم. مـن به طور کلی به مـوج اعتقادات مردم بی توجـهم و ابدا کـاری به آدمـهای خوب و بـد ندارم..."

۱۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

عــکسـاتون با انگشــتای جوهری کـنارِ کاغذ رای هاتـونُ با افتــــخــار لایک میکـنمـ. اسـتوری هاتـونو با لــذت میبیـنم و از خوشحالــی تون عمیقــا خوشحالـمـ.

تاریـخ ما را قضاوت خـواهد کرد و نـهایـتا مـنُ تو ایـمـ که جـزئی از تاریـخ خواهیـم بود. مـایی که کنارِ مردممـون ایستادیم و تویِ حسـاس تریـن شرایـط کنار نکشیـدیـمـ و با همـ مونــدیم بخاطـرِ همـ!

چقـد امروز خـوبه و کاش هیچـوقت تمـوم نشـه! 

چقــدر خوشحالم.

و چقــدر افتخار میکنـم به مردمـَم. به مـردمِ با عزتـم که  نشــون دادَن لایق استاندارد هایِ بالاتــری اَن. افتخـار میکنمـ که ایرانی اَمـ. 

و خوشحالمـ

خوشحـالمــ

خوشحــال.

تبــریک به تمـامِ مردمِ سرزمیـنم ایران.


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۰۳
سـحـر

حــــذف شد ./

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۵۷
سـحـر

یادِ تــ نــــره قولـــِتُ...

نشــه چیزی خســته کنه تو رو...

یادِتـــ نره زندگــــی...

یــه وقت یــــادت نره زنــــده ای...


او و دوستانــش | کــوه باشُ دل نــبند


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۴۰
سـحـر

از متنِ کتاب:

 

 ولی همینقدر کم کم دستگیرم شده که گویا اختیارِ انسان در دستِ خودش نیست و اگر فرضا در جزئیات زندگانی هم مختار به نظر می آید در کلیات بلاشک مطیع و منقاد دیگری است و در اینمورد شاید تنها بتوان دیوانگان را از این قاعده مستثنی ساخت چونکه آنها عموما همان کاری را میکنند که دلشان میخواهد و راهی را میروند که دلخواه خودشان است. 

گفتم واقعا دکتر حرفهایی میزنی که آدم شاخ در میآورد . اگر اختیار دیوانگان بدستِ خودشان بود که دیوانه نمیشدند.

گفت جنون هم مثلِ عقل خداداد است. از همان ساعتی که انسان از محیط عقل گذشت و قدم به قلمرو دیوانگی نهاد اختیارش یک بر صد میشود و از قیود فکر و ترس و تدبیر و تردید و وسوسه و استدلال و اوهام که مانند تار عنکبوت بدست و پایِ ما آدمهایِ عاقل پیچیده و بکلی عاجز و ناتوانمان ساخته آزاد میشود  و اگر در سرِ راهش به مانع و عایقی بر نخورد بهرجایی که قصد کرده میرسد و باین آسانی ها کسی و چیزی نمیتواند اورا از خیال خود منصرف کند.


دارالمجانیـــن | محمد علی جمال زاده

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۳۱
سـحـر

!There's nothing more disgraceful than running from a battle 

Jacki sharp

House of cards | Season 2

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۵۱
سـحـر


یه وقتایی باید قبول کنی که یه سری آدما بدونِ تو بیشتر شبیهِ خودشونن!  حتی اگه مورد علاقه ت نباشه خودِ واقعی اون طرف. 

گاهی باید قبول کرد یه سری آدما بدونِ تو خوشحال ترن و خوشحال تر میگذرونَن .

داشتم فکر میکردم که خیلی تحمل کردم!  ولی بعد دیدم اونم خیلی تحمل کرد.  خیلی سعی کرد از خودِ واقعیش دور باشه تا با من باشه.  ولی نتونست...!  اونم خیلی تحمل کرد. 

از اینکه آدماright oneهای زندگیشونُ پیدا میکنن عمیقا خوشحال میشم! 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۴۷
سـحـر
داسـتان راجـع به یه عکـاسِ جنگـ هس و مشکـلاتِ خانوادگیـش! راجـع به زنـی که برایِ نگـه داشتـنِ زندگیـش از حرفه ای که به معنایِ واقعی بهـش عشق دارهـ دستـ میکشـه، امـا برایِ یه مـدتِ کوتـاه نـه اینـکه زندگـیش براش مهمـ نباشه،نه اینـکه به حرفایی که زده و قول هایی که به بچـه هاش و شوهرش میده پایبند نبـاشه! چون نمیتوسته! نمی تـونسته از چیزی که درونشه فرار کنه!
یه دیالـوگـِ خیلی جذاب داشت! دیالوگـی که عجیب منُ درگـیر کرده این چند روز!
خانواده ش ازش میخـوان که دیگـه به مناطق جنگی نره،در غیـرِ این صورت باید از آدمی که دوسِش داره دست بکـشه و بچه هاشو همـ از دست بده! قبول میکـنه اما یه مدت بعد تویِ شرایطی قرار میـگیره و بازهمـ میره به اون مناطق ! دخترش ازش می رنـجه و این جـا میاد و یه حرفِ قشنگ به دخترش میزنه!
"یه روز بالاخره تو بزرگ میــشی و خودتُ پیـدا میکنـی ، میفهمی کهـ تو دنـیا چیزهـایی وجـود دارن که تو نمی تونـی کاریشـون بکـنی! یه چیزهایی که در درونِ تواَن!میـدونی من اون بیرون چیـزی رو شروع کردمـ و در مسیری قرار گرفـتمـ که نمیـتونم ازش فرار کنم و پشتِ سرش بذارم(نمیتونم بهش بی توجه باشم.)."
چقد بهمـ چسبیـد این دیالـوگ و چقد به تمـامِ آدمهـایی که تو مسیـرِ خودشـون قرار گرفتـن و خودشونـو شناختن حسودیمـ شد! 
حسودیـم شد چون ایستادم وسط بیست و چنـد سالگـی و نمیـدونمـ کجـا میخوام برم و با چند سالِ رو به رو چیکار کنم؟ 
وقتی اون چیـزی کـه باید رو در درونِ خودم پیدا نمیـکنم و این قضیه برام خیلی بولـده و بزرگترین عامل ناراحتیِ منه و نمیـتونمـ ازش با کسی صحبت کنم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۴۹
سـحـر

ولی به راستــی موسیـقی تا چه اندازه میتوانـــد اسبابِ ارتباط و نزدیکی باشــد؟این چــیزی استـ که من در پسـت راک و سیگاروس به راحـتی توانسـتم پیدا کنم.

پ.ن: اگه هنوزمـ مثه مـن بعد شنیدنِ آهنگـ های سیگـاروس میگین هــَو دِ هـل دیــد یو دو دَتـ؟:))) و کـلی به فکـر فرو میـرین که منبعِ الهامـ این لعنتیــا چیه و چرا اینـقد لعنتـی ان؟ ... مستند Heima رو ببینید. این مسـتند مربوط به سال 2006 هست!

پ.ن2:بعـله ! تلفظ صحیح ســیگا روس هس. این چـیزیهـ که خودشون تلفـظ میکنن. ولی اکثرا به "سیگو روش " میشناسن:|

پ.ن 2:اهنگ پیشــنهادی:

Sigur ros-varúð

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۵۹
سـحـر

حذف شُــد./

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۴۶
سـحـر

گــرچه خیال بافــتن معصیته اما گناهـش کمـتر از اونه که هنـوز غم نیومـده، آدمـ غمـ بخوره!

دلشدگـــان| علـی حاتمی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۰
سـحـر