Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

Dreamer On The Run

This is absolutely the most exciting time we could have possibly hoped to be alive and THINGS ARE JUST STARTING !

"مــدت های مدیدی است که مــن نه چیزی را تایید میکنم و نه تـکذیـب. در برابرِ فلسفه ی عــالی زندگی این مطالـب خیلـی بی ارزش است. مـا به اینجـا نیامده ایم تا مـرشد باشیـم و دیگران را پــند و اندرز دهیـم. مـن به طور کلی به مـوج اعتقادات مردم بی توجـهم و ابدا کـاری به آدمـهای خوب و بـد ندارم..."

۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

شــاید دلیلی که میخوای بخـاطرِش بری،همــون دلیلیه که بــاید بخاطرش بمــونی

....

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۳۹
سـحـر

برایِ دنیایی که برایمان به میراث گذاشته انــد به گذشتگـان ادایِ احترام میکنیم ولی باید بدانــیم اگر اجازه دهیم رفتگــان بر ما حکومت کننـد آینـده ای جز تباهـی پیش رو نخواهیم داشـت.

-فرانک آندروود

House Of Cards | season 3

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۲
سـحـر
تقریبا میشه گفت سه روزه که وقتمو گذاشتم رویِ یه مقاله ی انگلیسی و ترجمه و آماده کردنش برایِ ارائه. و تمامِ کاراش رو میشه گفت که خودم انجام دادم در حالیکه تمامِ گروه هایِ کلاس دو نفره بودن. سرِ اسلاید درست کردن چندین بار تغییرات ایجاد کردم و چندین بار زمان گرفتم تا بتونم تویِ کمتر از دوازده دقیقه یه اطلاعات کلی راجع به یه متدِ جدید چاه پیمایی تو مخازن هیدروکربنی به کلاس ارائه بدم. سه روزِ تمامِ پر از استرس و فکر و خیال که آره فلان جا رو اضافه کنم،فلان جا رو نگم، حالا که قراره اینجا رو نگم بذار یه گوشه یادداشت کنم که اگه ازم سوال شد جوابی برای گفتن داشته باشم.... خلاصه این سه روز گذشت و هشتِ صبح امروز ارائه دادم! البته یکم شرایط سخت شد و یکم زمانم از دوازده دقیقه بیشتر شد! ولی تونستم به سوال هایی که ازم شد درست جواب بدم و اون حجم مطلبی که میخوام رو ارائه بدم . 

این سومین روزی بود که ارائه های بقیه رو می دیدم! کسایی که این دوازده دقیقه اصن براشون بی معنی بود و اصلا واسشون مهم نبود دارن وقت یه سری آدمُ میگیرن و حتی حقی که برایِ بقیه تعیین شده رو هم ازشون میگیرن با اینکار. کسایی که صرفا تماما از رو میخوندن و اسلاید هایی که اصلا روشون کار نشده بود رو دیدم و آدمایی که نمی تونستن به سوالی که از موضوعِ تحقیقشون میشد جواب بدن!
وقتی ارائه م تموم شد یکی از اون آدمایِ خفن و خوفِ کلاس(مراجعه به پست قبل:دی) بهم گفت چقدر عالی بودم و مطالبم رو کامل گرفته و چقد خوب بود که صحبتم خیلی طول نکشید.
این دومین ارائه ی این ترمم بود. یه ارائه زمین شناسی هم داشتم که گروهی بود. یعنی گروه هایِ دو نفره. که مطالبش کاملا از تلاشای من بود و حتی زحمت ارائه ش هم تماما به من رسید!

حالا میدونی قضیه چیه؟
من احساس میکنم هیچ کارِ خاصی نکردم!!! باورت میشه؟ احساس میکنم کارایی رو کردم که صرفا خیلیایِ دیگه هم میتونستن انجام بدن!! و من کارِ قابلِ تقدیری نکردم...منی که فکر نمیکردم بتونم یه ارائه بی نقص زمین شناسی با اون استاد سخت گیر بدم یا از زیر بار اون مقاله سنگین تخصصی جون سالم  به در ببرم ، جفتشو به نحو راضی کننده ای به پایان رسوندم.... ولی بازم از کارایِ پیشِ روم ترس دارم و فکر میکنم که نمیتونم انجامشون بدم ... باز ترس اضطراب ...
میدونی میخوام بگم... و میخوام جدی بگم!
جرات رو تو خودتون نکشید... برایِ وقت و انرژی ای که گذاشتین ارزش قائل شید ... بعد از به پایان رسوندن یه وظیفه یا کاری که بهتون سپرده شده برای خودتون هدیه بخرید... جوری با خودتون رفتار کنید که ارزشمندین... جرات رو تو خودتون نکشید... ترس به خودتون راه ندین... شاید حواستون نباشه ولی یه جایی اینقد این ترسا بزرگ میشه ، اینقد خودتونو عقب میکشید که شاخ ترین کارایِ زندگیتون از نظرتون بی ارزشن. به جایی میرسید که احساسِ بی ارزشی میکنید. دوست ندارین ادامه بدین.یه جایی اینقد اینا بزرگ میشه که میشید مثه من... بعد یه جنگِ خیلی سخت رو پیشِ رو دارین! ... روزایِ سختی رو پیشِ رو دارید. 
اگه مثِ منید ، اگه این متنُ میخونید خودتونو بیرون بکشید! تا این عمقی که من رفتم نرید! لطفا! جرات رو توی خودتون نکشید.
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۳
سـحـر
تو دوران تحصیلم آدما رو به دو گروه تقسیم کردم.
یه گروه آدمایِ تاپِ خیلی خفـن خوف و اینا ، یه گروه آدمایِ خیلی خیلی ضعیف.
بعد نهایتِ تلاشمو کردم که از این دو گروه به اندازه کافی فاصله مو حفظ کنم ، یعنی نه شبیه شون باشم و نه هم خیلی دور باشم ازشون.

بعد میدونی داشتم به چی فکر میکردم؟ به اینکه شاید واقعا مشکل اونجاست که هیچوقتتتتت نخواستم A باشم،نامبر وان باشم!نخواستم تو چشم باشم،سرِ زبونآ باشم! نخواستم بهترینِ خودم باشم.... واسه همین هیچوقت نفهمیدم تهِ تهِ تواناییام چیه؟؟؟ 
میخوام بگم به کمتر از حقِ خودم قناعت کردم و جرات رو تو خودم کشتمـ ! کشیدم عقب و قایم شدم و پشتِ گوش انداختم و فراموش کردم...میخوام بگم هیچ وقت نشده که یه کاری رو شروع کنم و سعی کنم توش بهترین باشم! صرفا شروع کردم که یه کاری کرده باشم
دوتا جمله تو مخم رژه میره .یکی اونجا که شرلوک میگه: " متوسط بودن چندش آوره ، خودتو بالا بکش!" یکی اونجا که توی یکی از پستای گوشه نوشته بود "و فکر می‌کنم، آیا ممکن است آدمیزاد تا پایان عمرش، رشد چندانی نکند و درگیر هیجان‌های دوران بلوغ و گدای ِ جلب توجه دیگران، باقی بماند؟"
و ترس بَرم میداره.... آیا ممکن است آدمیزاد تا پایانِ عمرش رشد چندانی نکند؟...ممکن است؟؟؟
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۲
سـحـر

داشتــم تو گـالریمـ می چرخیـدم که رسیدمـ به این عکـس!نمیـدونمـ دقیـقا مالِ کی هستـ ولی نیمـه های شب بود و مـیونِ یه عالمه هوم ورکـ و میـانترمـ کلافه که میشدمـ جمالزاده میـخوندم. یادمـه قرار گذاشتمـ با خـودم تا آخر این ترمـ کتاباشو بگیرم و بخونم ولـی موجِ میانترم ها و آزمایشگاه و هوم ورک های سنگـینِ پشت سرِ هم و ارائه اجازه اینکارُ نداد...


نمیدونمـ چی بنویسمـ! اوضاعِ خوبی نیسـت.حالِ خوبی ندارمـ... نمیـتونم موقعیتـمو توصیف کـنمـ ،نمیـتونم ازش بنویسـم...روزایِ خوبی نیست.


پ.ن:قفل رویِ اهنگِI'm leavingعه low roar...!!!!

Time to make me into something 

Then time will turn me into nothing

...

so I'm leaving




موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۴۰
سـحـر

تقریبا مشکلم با نود درصد آدمایِ اطرافم اینه که نمیخوان وقتی که اشتباه کردن اشتباهِ خودشونو قبول کنن و یه کلام بگن که اشتباه کردم.

حالت تدافعی شون هم اینه که سریعا بهت حمله میکنن که تو خودت سراسر عیبی و در فلان تاریخ در فلان سال های گذشته فلان رفتار رو از خودت نشون دادی.

حقیقت اینه که هیچکس کامل و عالی نیست. هرکی فکر میکنه که هست، قطعا یه جایِ کارش میلنگـه!!

پایِ کاری که کردیم،چه درست چه اشتباه،وایسیم. ارزش رابطه مون با بعضی آدما خیلی بیشتر از اینه که سر قضیه ای که با یه "اشتباه کردم" فاتحه ش خوندَس و به فراموشی سپرده میشه بخوایم با شکستن حرمتا و دلخور کردن طرفِ مقابل کاری کنیم که یه لکه سیاه شه و موندگار شه تو ذهن اون آدم.

اینکه بگی " اشتباه کردم" تورو ضعیف نشون نمیده."اشتباه کردم" تمام!حتی احتیاجی به عذر خواهی نیست. 

اگه صرفا یه ویژگی از طرف مقابل ازارتون میده اینُ مطرح کنید ! سرِ فرصتِ خودش...!سرِ فرصتِ خودش... نه وسطِ این موقعیت! اینجوری دیدی که بهتون داریم،تصویری که ازتون رسم کردیم برای خودمون ،تغییر میکنه! و باور کنید که به شدت تغییر میکنه :)

پایِ کارامون وایسیم. چه درست ،چه غلط!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۷
سـحـر