Dreamer On The Run

I'm still running away ! It's crazy I know .

Dreamer On The Run

I'm still running away ! It's crazy I know .

" نظری دارم مبنی بر اینکه بعضی افراد در محلی که بایسته ی ایشان نیست به دنیا می آیند. تصادف ایشانرا در محیط خاصی افکنده است اما همواره درد وطنی را دارند که نمی دانند کجاست ... "
- سـامرسـت مـوآم

منوی بلاگ
کلمات کلیدی
پیوندها

۵ مطلب با موضوع «از دیدگـاه یک تمـاشـاگر» ثبت شده است

"همـچون در یـک آینه"،"سـکـوت" و "نور زمسـتانی" مـجـموعا سـه گـانه ای از برگـمان معـروف به "سـکوت خـدا" یـا " در جـست و جـوی نـاامیدانه خـدا" اسـت.نـور زمـستانی داسـتان کشیـشی هـست کـه در اعـتقاداتش دچـار شک شـده و تمـام امیـدش به خـیرخـواهی خـدا را از دسـت داده . در یـک روز زمـستانی یـونـاس در حـالیـکه به کـلی نـاامیـد بـوده و از سـکوت خـدا و نـاتوانی اش در دفـع شـر عصـبـانی بوده به کلیـسا میره و با کشـیش صحبـت میـکنه تا بلـکه ایـمانش تقـویت بشـه و از اون حـالت بد نجـات پیـدا کـنه و در عـوض چیـزی جـز تردید عـایدش نمیـشه. 

یکـی از بهـترین سکـانس های ایـن فیلـم جـایی هسـت کـه کشـیش سعـی داره یـونـاس را به خـدا امیـدوار کـند . درحـالیکـه وجـود کشیـش از ایمـان خـالیه و سـراسـر پـر از شـک و تردیـده .

Winter Light | Ingmar Bergman | 1963

۰۲ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۵
ســحــر

کـمتر کـسی هسـت که اسم این سریال به گـوشش نخـورده باشه! داستـان از  دهـه هفـتاد میـلادی شـروع میشـه.جـایی کـه قـتل هـای سریالـی فوق العاده وحشتناک غـیر قـابل تصـوری رخ میـدن. دوران زیـاد شدن قـاتل هـای سریـالی.دوران ظـهور مـجرمان شـیطانی !  دو مـامور اف بـی آی ، بیـل و هـولدن شـروع میـکنن به مصاحبه و تحـقیق و آنالیز مـجرمـانی کـه قـتل های خشـونت آمیزی انجـام دادن !

تـا ایـنجا شـاید زیاد متـفاوت نبـاشه با کـارایی کـه دیدیم تو گـذشته امـا چیزی کـه ایـن سریال رو متمـایز میـکنه نحـوه رفتار بیـل و هـولدن با ایـن آدمـاست! اونـا سعـی میـکنن با مجـرم ها رفیق بشـن و یه جـورایی محـرم اسرارشون بشـن و کـاری کـنن که سفره دلـشون رو برا اونا باز کـنن ! یعـنی مجـرم ها رو تا حـد مردم عادی پـایین میارن . ایـن سریال هیچ تلاشی برا پیـچیده نشـون دادن شخـصیت این مجـرم ها نمیـکنه! بیـل و هـولدن سعـی دارن تفـکر غلـطی کـه راجـع به ایـن مجـرم ها رواج داره رو تـغییر بدن! اینـکه این افراد از اول شیـطان بـودند و شیـطان توی وجـود اون هاسـت ! و درعـوض عـواملی کـه توی شـکل گیـری شخـصیت این مجـرم ها دخـیله رو بررسـی  میکنن . تلاش میـکـنن الگـو درست کـنن و با آمـوزش و آگـاه کردن مردم از تـکرار ایـن جـنایت ها جـلوگیری کـنن.

ایـن سریال به شـدت سیـاهه! و جـنایت هایی کـه ازشـون صحـبت میشـه گـاهی مـاورای تصـور آدمن! برای مـن خیلی طـول کشیـد تا بتـونم ایـن سریال رو تمـوم کـنم. قسمـت های اولیـه این سـریال رو خیلی سخـت می دیدم . تنهـا لطفـی کـه به بیـننده میـشه ایـنه کـه نحـوه وقـوع این قتـل ها نشـون داده نمیشـه!!

در آخر کـه پـایان فصـل یک فوق العـاده غافل گیر کـننده است و بعد از تمـوم کـردن این سریال مـوارد زیادی برای فکـر کـردن و درگـیر شدن در انتظـارتونه.


Mindhunter | 8.6/10 IMDb | 96% Rottentomatoes 

۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۲۸
ســحــر

ایـن هفـته دوتا تـجربه ی  خیـلی عجـیب و کـاملا جـدید داشتـم. اوایـل هفـته فیـلم خـون یـک شـاعر رو دیـدم. خـون یک شاعر یک آوانـگارد از ژان کـوکتو هست. من ژان کوکتو رو با فیلـم ارفـئوس شناخـتم. داستان شـاعری کـه عاشـق فرشـته ی مرگ میشه. و چیـزی که برام جالب بود ایـنه که خـون یـک شاعر اولـین قسمت سه گـانه ای هسـت به نام Orphic  و ارفـئوس دومیـن قسمت ایـن سه گـانه است. خون یـک شاعر از چـهار بخـش تشکـیل شده . داسـتان از اتـاق هنرمـندی شـروع میـشه که موقـع نقاشی مـتوجه میـشه که توی صـورتی که نقاشی کرده یـه دهـان واقعـی بـه وجـود امده و حتـی نفس مـیکـشه !!! نقـاش بلافاصـله سعـی میـکنه دهـان رو با دسـتش پـاک کنه که دهـان به کـف دسـتش منتقـل میشه . صـبح روز بـعد نقاش دسـتش را به صـورت یـک مجـسمه میـکشه و اون مـجسمـه زنده میشـه !! داسـتان توی سه بخـش بعـدی ادامه پیـدا میـکنه .

دومـین چیزی کـه تو ادامه ازش صحـبت میـکنم یه تئاتـر فرانسـویِ فوق العـاده عجیـب و غریـبه!! 

۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۲۷
ســحــر
"عیسی مسیـح ، اگر امـکان پذیر است،
پـس به او اجـازه بده کـه به زنـدگی برگـردد،
کـلام را به مـن بده،
همـان کلامـی که میتـواند مُـرده را به زنـدگی برگـرداند..."


بـا یـک فیـلم کـاملا و عمیـقا مسیحـی روبه رو هستیـم. و چیزی کـه جالبـه ایـنه کـه بـا شخصیـت آتئیسـت فیلـم به عنوان یه گـناهکار یا احمـق رفتار نمیشه! ایـن فیلـم از هفـت شخصیت اصـلی تشکـیل شده و هر هفـت شخصـیت اعتـقادات خـاص خودشـون رو دارن.یـک فیلـم مـذهبی راجـع به تحـمـل ، عشـق ، معـجزات کوچـک و بزرگ و ایمـان ! 
جـدا از مـقـصوده فیلم، پـایان بنـدی و کـلا مفهـومی که فیلـم رسـوند نـکاتی کـه برام جالب بود اولا اخـتلاف عقیده ای بود که  به خوبی تو این شخصیت ها به نمایش گذاشته شده بود دومـا نور پردازی های خاص و علی الخصوص تقارن های  توی صحـنه های آخر  !
و البـته استـفاده ی خیلی جالب و نمـادین از "ساعت" در سکـانس پـایانی.
در کـل صـرف نـظر از مـغایرتی کـه با عقـاید و باورهای مـن داشـت تونستـم چیزهای دوست داشتنی ای رو تـوش پیدا کنم و از وقـت گذاشتن براش لذت ببرم.
Ordet | Carl Theodor Dreyer | 1955



 
۰۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۱۸
ســحــر
اگـر فرصـتی نـشد و تمـاشای فیلـم را از دست دادید ، نگـران نباشـید چـیزِ زیادی را از دست ندادید:)

اگـر مـایل به دیدن فـیلم هستیـد،مـتن زیر را نخـوانید!

به فـیلمـهای جشـنواره نرسیـدم! به هیـچکدام! تلاشـم برایِ دیدنِ حـداقل یکـی از فیلـمهای جشنـواره اونـم تو آخرین روزاش بی نتیـجه موند!
تویِ اینـستا امـا منـتظرِ پسـت های مهـدی بودم راجـع به فیلمـای جشنـواره. مهـدی فقـط برای یه فیلـم پسـت گـذاشت! "لــاتـاری"! کپـشن پسـت اینـستاگرامش  با ایـن جـملات شـروع میشـد بعد از مـدت ها توی سینمـا بعدِ تمـوم شدنِ یـک فیلـم ایسـتادم و چندین دقـیقه دسـت زدم!
چـند روزی کـه از شـروع تعـطیلـات گـذشت و با توصـیه های بچـه ها در قالـب پسـت و استـوری بیـشتر به دیدنـش ترغیب شـدم و بالاخـره فرصـتش پیـش اومـد و رفتـم سیـنما.

من به این فیلـم از دیدگـاهِ یـک تمـاشـاگر ، یـک آدمِ عـادی کـه صرفـا چـند دقیـقه ای را پـای این فیلـم گـذاشت از ده امتـیاز ، امـتیاز "یـک" رو میـدم! یک از ده!! پـایـان بنـدی این فیلـم اگـه نـگم بـــدتـــرین پـایان بنـدی ای بوده که تـابحـال دیدم ، با قطعـیت میـگم که مضــحک تریـن پـایان بنـدی ای بود کـه دیـدم! ایـن فیـلم برایِ مـن به شـدت حـوصـله سر بـر بود و فـقط انتـظار پـایانش رو میـکشیدم! داستـان کـلی فیلـم خیلی زود لـو میـره و شخـصیـت های فیلـم مـسیری رو آغاز میـکنن کـه به غـایت بیخـود بـود و دنـبال پـاسخ سوالـی هسـتن که مـثلِ روز روشـنه ! درکـل داسـتان کشـش خـاصی نـداره،هیـچ چیزی بـرای غافـلگیری وجـود نـداره! و از اون مـهم تـر هیـچ بازیِ درخشـانی هم وجـود نـداره!
راسـتی کـه تکـلیف فیـلم با خـودش مشخـص نبـود . مـهم تریـن فـاکتوری کـه در قضـیه دخـیل بود پیـچ و تـاب خـورد و یه گـوشه رهـا شد! راستـی فیلـم مـوضوعِ جـدیدی هـم نـدارد! تقـریبـا ده سـالِ پیش چـنین مسـئله ای به گـوشم خـورده بود ! به گـوشتـان خورده! شک نکـنید! ولـی آیا فیلـم کـوچـکترین تـلاشـی برای نـشان دادن راه حـل میـکند؟خـیر! آیا عـدالت اجـرا میشـود؟به شکـلی مضـحک ! به صـورتی کـه زمـینه را فـراهـم میـکند برای پـررنگ کردن افکـاری شامـل خشـونت طلبی ایـرانیان یا تروریسـت بودنـشان! 
دلـم گرفـت! از تشـویق های بعـدِ اتمـامِ فیلـم توی سـالن دلـم گرفت!آیـا نسـبت دادن معضـلات اجـتماعی به اتفـاقـات بیـرون مرزی دردی از این مردم دوا میـکند؟ 
دقـایق پـایانی را با پـوزخـند نـگاه میکـردم ، درجـواب پـسری کـه منتظـر سـانس بعدی بـود و پـرسید چـطور بود؟لبخـند زدم و خـانم پشـتِ سری ام گـفت بیـست!عـالی!
و ایـن بود تـجربه دیدن اولـین فیلـم از آقای مهـدویان.

۰۵ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۵۶
ســحــر